
Re: سال ۲۰۰۸ سال سقوط شاخص همه بورس های جهان
در سال ۲۰۰۸ همه در مورد زوایای تاریک تاریخ مسائل مالی تخصص پیدا کردند در حالی که وضعیت به وجود آمده در سال گذشته شباهتی به وضعیت روندهای موجود در۳۰ سال قبل از آن نداشت، دست اندرکاران مجبور شدند برای یافتن تشابه با وضعیت به وجودآمده به زمان های قبل تر بازگردند. در اوایل سال ۲۰۰۸ توجه ها به سوی وضعیت به وجود آمده در سال ۱۹۹۸ (سوء مدیریت درازمدت سرمایه و همچنین رسوایی مالی در زمینه پس انداز و اعطای وام در اوایل دهه ۹۰ میلادی) جلب شده بود. وقتی روشن شد بحران موجود عمیق تر از آن چیزی است که تصور می شد و با افزایش هر چه بیشتر قیمت نفت، مقایسه بحران مالی و اقتصادی کنونی با بحران سال های ۷۳ و ۷۴ میلادی رواج پیدا کرد، اکنون قیمت نفت نسبت به اوج قیمت ها بیش از ۱۰۰ دلار کاهش پیدا کرده و نگرانی موجود بیشتر در مورد کاهش مزمن قیمت ها و افسردگی اقتصادی است به همین دلیل است که توجه ها به بحران دهه ۳۰ قرن میلادی گذشته جلب شده است.
بعضی از تحلیلگران حتی از این نیز عقب تر رفته و به بحران سال ۱۹۰۷ میلادی که موجب به وجود آمدن خزانه داری فدرال آمریکا شد یا به بحران سال ۱۸۷۳ که به دنبال ترکیدن حباب سرمایه گذاری در صنعت راه آهن به وجود آمد، اشاره می کنند.
روشن است که هیچ تشابه تاریخی دقیق نخواهد بود ولی شاید در نظر گرفتن دو سال به عنوان مرجع مقایسه مناسب باشد. اگر سال ۲۰۰۸ را با سال ۱۹۳۱ مقایسه کنیم سال ۲۰۰۹ را می توان مشابه سال ۱۹۳۲ در نظر گرفت. از بعضی جهات وجود این تشابه می تواند نشانه خوبی باشد. سال ۱۹۳۲ سالی بود که سرانجام بازار بورس سهام آمریکا روند احیای خود را آغاز کرد. در مقطعی ارزش شاخص داوجونز در آمریکا در عرض دو ماه بیش از دو برابر شد با این وجود ارزش شاخص در پایان سال از ارزش آن در آغاز سال کمتر بود. این وضعیت با توصیفی که از وضع موجود توسط تحلیلگران ارائه می شود همخوانی دارد. تحلیلگران می گویند ارزش شاخص های سهام هنوز به کف خود نرسیده ولی احتمالاً در مقطعی طی سال جاری به آن نقطه خواهد رسید. به گفته تحلیلگران پس از آن بازار شاهد افزایش شدید شاخص ها خواهد بود البته علاوه بر شباهت ها، تفاوت هایی نیز وجود دارد. روند کاهش شاخص سهام از سال ۱۹۳۰ آغاز شده بود. این در حالی است که در سال ۲۰۰۸ روند کاهش شاخص ها، مدت زمان کوتاهی پس از یک دوره افزایش آغاز شد. از نظر چرخه سیاسی آمریکا و موقعیت دولت ها نیز بین این دو سال تفاوت وجود دارد. در اواخر سال ۱۹۳۲ بود که فرانکلین روزولت به سمت ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد. در آن هنگام چند ماهی از پایان روند نزولی شاخص ها می گذشت. همچنین در سال ۱۹۳۲ اعمال سیاست های تسهیل مالی و مالیاتی از طرف سیاستگذاران زمان بیشتری طول کشید ولی از دیدگاه بازار، سال ۲۰۰۸ شباهت زیادی با سال ۱۹۳۱ داشت. در دهه ۳۰ میلادی قرن گذشته، سال ۱۹۳۱ بدترین سال برای بازار سهام بود. در این سال شاخص اس اند پی متشکل از ۵۰۰ شرکت، به دلیل نگرانی سهامداران درباره توانایی سیستم بانکی و نوسانات نرخ برابری ارزها، ۴۷ درصد ارزش خود را از دست داد.
با شروع سال ۱۹۳۲ تفاوت میان نرخ بهره اوراق قرضه دولتی و خصوصی برای سرمایه گذاران به حداکثر خود رسید؛ وضعیتی که در هفته های گذشته نیز تکرار شد و تفاوت نرخ ها به حد سال ۱۹۳۲ نزدیک شد. در سال ۱۹۳۲ نیز بانک مرکزی در تلاش برای افزایش قیمت اوراق قرضه دولتی و کاهش سود حاصل از آنها سیاست خود را بر خرید این اوراق قرار داد. این راهی غیرمتعارف برای کاهش نرخ بهره بانکی در چارچوب گسترده تر اقتصاد است بنابراین می توان گفت سال ۱۹۳۱ بیشترین تشابه را با سال ۲۰۰۸ دارد. با بررسی روند امور در سال ۱۹۳۲ می توان پیش بینی هایی را برای سال ۲۰۰۹ ارائه کرد. سال ۱۹۳۲ با افزایش شاخص بازار سهام آغاز شد و جو مثبت امید به پایان مشکلات بخش مالی بر بازار حکمفرما شد. تا اوایل مارس ۱۹۳۲ شاخص اس اندپی ۲۰ درصد افزایش یافت. می توان روند مذکور را با روند افزایش شاخص ها از ماه نوامبر ۲۰۰۸ به بعد که در پی نجات بانک سیتی گروپ از ورشکستگی رخ داد، مقایسه کرد ولی در بهار سال ۱۹۳۲ به دنبال پیش بینی کاهش ارزش دلار از سوی سرمایه گذاران خارجی، روند خروج طلا از آمریکا آغاز شد و این خود باعث شروع روند فروش گسترده سهام در بازار وال استریت شد. با رسیدن به نیمه های تابستان، ارزش شاخص اس اندپی ۵۰ درصد نسبت به اوج خود کاهش پیدا کرده بود. بعدها مشخص شد این نقطه، نقطه کف ارزش شاخص بوده و پس از آن روند افزایش ارزش شاخص آغاز شد.
در سال ۲۰۰۹ نیز امکان کاهش نرخ برابری دلار وجود دارد. نگرانی دیگر این است که طی چند هفته آینده میزان ضرر و زیان کلان شرکت ها روشن خواهد شد که در این صورت، دور جدیدی از فروش گسترده سهام از طرف سرمایه گذاران آغاز می شود. پیش بینی ها حاکی از آن است که احتمال بروز این روند بسیار بالاست. با بروز چنین وضعیتی امکان به وجود آمدن شرایطی مشابه سال ۱۹۳۲ و فروش گسترده سهام جدی است.
در جولای سال ۱۹۳۲ امید نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی به بازارها بازگشت. این امید بر پایه بروز نشانه هایی در مورد پایان یافتن روند کاهش قیمت ها به وجود آمد. در نتیجه در عرض دو ماه بعد از آن شاخص ارزش سهام ۱۱۱ درصد افزایش پیدا کرد. در ماه سپتامبر بار دیگر با روشن شدن این مطلب که هنوز مشکلات اقتصادی به پایان نرسیده است دور جدیدی از فروش سهام آغاز شد. در نتیجه از ماه سپتامبر تا پایان سال از ارزش شاخص سهام به میزان ۲۵ درصد کاسته شد. در کل در سال ۱۹۳۲ ارزش شاخص سهام ۱۵ درصد کاهش یافت.
این روند چگونه می تواند در سال ۲۰۰۹ تکرار شود؟ احتمال افزایش شدید ارزش شاخص ها در مقطعی در طول سال امکان پذیر است. یک دلیل ساده احتمال بروز چنین وضعیتی میزان بالای پولی است که به صورت نقد وجود دارد یا در اوراق قرضه دولتی سرمایه گذاری شده است. در سال ۲۰۰۹ همچون سال ۱۹۳۲ بروز نشانه هایی در مورد بازگشت تورم باعث انتقال نقدینگی به سوی بازار سهام خواهد شد. در حال حاضر از نظر بازار مهم ترین خطر موجود، خطر کاهش قیمت هاست و دولت ها فعالانه در حال اعمال سیاست هایی برای بازگرداندن تورم هستند. اگر این سیاست ها موفقیت آمیز باشد، اوراق قرضه دولتی و پول نقد جذابیت خود را برای سرمایه گذاران از دست خواهند داد بنابراین با بروز نشانه هایی در مورد بازگشت فشارهای تورمی احتمال افزایش شاخص سهام وجود دارد.
برای تداوم روند صعودی شاخص ها لازم است آنها تا حد معینی سقوط کنند. در چنین وضعیتی سرمایه گذاران باید به این نتیجه برسند که قیمت سهام در مقایسه با ارزش پایه ای و روندهای بلندمدت ارزان است. چنان که روند سال ۱۹۳۲ نشان داد، رسیدن به چنین نقطه ای ممکن است با درد و رنج های بسیاری همراه باشد ولی می توان امید داشت که بازارهای جهانی طی سال جاری میلادی به چنین نقطه ای برسند.